تبلیغات
اشعارعاشقانه - حادثه
اشعارعاشقانه
درباره وبلاگ



به آسمون نگاه کن برای ما میباره
برای ما که امشب جدا شدیم دوباره
توخونه ای که نیستی چه سخته بی تو بودن
زمونه ی لعنتی توروگرفته از من
سفر بخیرعزیزم خدا پشت و پناهت
بدون یکی نشسته همیشه چشم به راهت
امیدوارم با نظراتتون بتونید تو بهتر شدن وبلاگ کمکم بکنید
مدیر وبلاگ : راضیه مجدی نسب



نظرسنجی
به نظرتون شعرایی که تو وبلاگ میذارم در چه حدی هستن؟؟؟





آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


چهارشنبه 11 مرداد 1391 :: نویسنده : راضیه مجدی نسب

تو شبــــــــــــــ حادثه ی دیدن تو

یادمه ماه چقدر زیبا بود

یادمه باغ هنوز گل میداد

یادمه عشق هنوزبا مابود

 

توشبـــــــــــــ حادثه ی دیدن تو

روزگار ساده به من میخندید

اینکه من عاشقتم این دل تو

چقدر خوب و قشنگ میفهمید

 

 

تو شبــــــــــــــ حادثه ی دیدن تو

میشد از بوسه تماشایی شد

میشد از عاطفه هم شعر نوشت

می شد آبی شد و دریایی شد

 

توشبــــــــــــ حادثه ی دیدن تو

فکراینکه تو بیای زیبا بود

فکراینکه تومنو دویت داری

عشق،توعمق چشام پیدا بود

 

توشبــــــــــــــ حادثه ی دیدن تو

چقدر حال تورو پرسیدم

ته دل اینکه یه روز برگردی

ناخودآگاه کمی ترسیدم

 

 

 

 

 

 






نوع مطلب :
برچسب ها : اشعارعاشقانه، عاشقانه ها، عاشقانه.تنهایی،