تبلیغات
اشعارعاشقانه - بهونه
اشعارعاشقانه
درباره وبلاگ



به آسمون نگاه کن برای ما میباره
برای ما که امشب جدا شدیم دوباره
توخونه ای که نیستی چه سخته بی تو بودن
زمونه ی لعنتی توروگرفته از من
سفر بخیرعزیزم خدا پشت و پناهت
بدون یکی نشسته همیشه چشم به راهت
امیدوارم با نظراتتون بتونید تو بهتر شدن وبلاگ کمکم بکنید
مدیر وبلاگ : راضیه مجدی نسب



نظرسنجی
به نظرتون شعرایی که تو وبلاگ میذارم در چه حدی هستن؟؟؟





آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


چهارشنبه 4 مرداد 1391 :: نویسنده : راضیه مجدی نسب

بذار وقتی که میری دل نبینه  

 

میترسم باز بهونتو بگیره

 

بیاد از پنجره راهو ببین

 

یا که طاقت نیارو بمیره

 

تو حتی رفتنت یک جور دیگست

 

تو میری و چشام راضی نمیشن

 

چه حالی داره این چشمای خیسم

 

درست وقتی میری،بارونی میشن

 

درست وقتی که میری عشق تنهاست

 

برام سخته که تو اینجا نباشی

 

تورو می سپارمت دست خدا باز

 

ته قلبم می خوام همخونه باشی

 

نه!من تنها برات دلگیــــــــــر میشم

 

نگاه کن رازقی هم بیقرار

ه

هوا ابری که نیست دلتنگه خونه

 

شبامون آسمون مهتاب نداره

 

پرستو میگه اینجا موندگاره

 

نمیـــــــــــــره تا نشونیتو نگیره

 

اکه سخت نیست برات برگرد خونه

 

یا کاری کن دلم آروم بگیره

 

اگه سخت نیست برات فکر دلم باش

 

هنوزو یادته بااینکه رفتی!!!!!

 

تو گفتی موندگاری تا ته عشق

 

بیادت مونده اینهارو تو گفتی؟؟؟

 

هنوزم من هستم و تو هستی و عشق

 

یه دنیا دلخوشی اندازه ی ما

 

تموم قصه های خوب و شیرین

 

اگه خواستی میشن همخونه ی ما

 

 






نوع مطلب :
برچسب ها :