تبلیغات
اشعارعاشقانه - شب
اشعارعاشقانه
درباره وبلاگ



به آسمون نگاه کن برای ما میباره
برای ما که امشب جدا شدیم دوباره
توخونه ای که نیستی چه سخته بی تو بودن
زمونه ی لعنتی توروگرفته از من
سفر بخیرعزیزم خدا پشت و پناهت
بدون یکی نشسته همیشه چشم به راهت
امیدوارم با نظراتتون بتونید تو بهتر شدن وبلاگ کمکم بکنید
مدیر وبلاگ : راضیه مجدی نسب



نظرسنجی
به نظرتون شعرایی که تو وبلاگ میذارم در چه حدی هستن؟؟؟





آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


دوشنبه 1 آبان 1391 :: نویسنده : راضیه مجدی نسب

شبی در شب ترین شبها، تو ماهم می شوی آیا؟

تو تسلیم تماشای نگاهم می شوی آیا؟

شبیه یك پرنده، خیس از باران كه می آیم؟

تو با دستان پر مهرت، پناهم می شوی آیا؟

پس از طی كردن فرسنگها راهی كه می دانی

كنار خستگیها، تكیه گاهم می شوی آیا؟

شناكردن میان خاك را بد من بلد هستم

تو اقیانوس موج آماج را هم می شوی آیا؟

نگاه ناشیانه من به هستی داشتم عمری

تو تصحیح تمام اشتباهاتم می شوی آیا ؟

ا گر بی روز و بی تقویم ماندم من

به و صل فصلهایت، سال و ماهم می شوی آیا؟

برای دوستم داری گواهت بوده ام عمری

برای دوستت دارم گواهم می شوی آیا؟

شب افسانه ای با تو طلوع تازه ای دارد

تو در صبح اساطیری پگا هم می شوی آیا؟

صبور و ساده ای اما ،عمیق و ژرف،عشق من

برای حرف نجوا، نعره چاهم می شوی آیا؟

پس از صد سال ا گر بد ترجمه كردی نگاهم را

به پاس اشكهایم عذر خواهم می شوی آیا؟

تو شیرین تر از آن هستی كه شادابیت كم گردد

و از خود تلخ می پرسم تباهم می شوی آیا؟!!!






نوع مطلب : اشعارعاشقانه،
برچسب ها :