تبلیغات
اشعارعاشقانه - ای لب تو
اشعارعاشقانه
درباره وبلاگ



به آسمون نگاه کن برای ما میباره
برای ما که امشب جدا شدیم دوباره
توخونه ای که نیستی چه سخته بی تو بودن
زمونه ی لعنتی توروگرفته از من
سفر بخیرعزیزم خدا پشت و پناهت
بدون یکی نشسته همیشه چشم به راهت
امیدوارم با نظراتتون بتونید تو بهتر شدن وبلاگ کمکم بکنید
مدیر وبلاگ : راضیه مجدی نسب



نظرسنجی
به نظرتون شعرایی که تو وبلاگ میذارم در چه حدی هستن؟؟؟





آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


پنجشنبه 4 آبان 1391 :: نویسنده : راضیه مجدی نسب

ای لب تــو قبله ی زنبورهــــای سومنـات
خنده ات اعجاز شهناز است در کرد بیـات

مطلع یک مثنویِ هفت مَن ، زیبایی ات
ابــــروانت، فاعلاتـن، فاعلاتـن، فاعـلات

من انــار و حافظ آوردم، تو هــم چایـی بریــز
آی می چسبد شب یلـدا هل و چایـی نبات

جنگل آشوب من، آهـوی کوهستان شـعــر
این گـوزن پیــر را بیـچــاره کرده خنده هــات

می رود، بو می کشد، شلیک، مرغی می پرد
گردنش خــم مــی شود، آرام می افتد به پـات

گرده اش می سوزد و پلکش که سنگین می شود
می کشد آهـــی، کـه آهــو... جان جنگل به فـدات

سروها قد مـــی کشنـد از داغــــی خــون گوزن
عشق قل قل می زند از چشمه ها و بعد، کات:

پوستش را پوستین کـرده زنــی در نخـــجوان
شاخ هایش دسته ی چاقوی مردی در هرات

حامد عسگری






نوع مطلب : اشعارعاشقانه،
برچسب ها :